close
تبلیغات در اینترنت


ساعت فلش
زندگينامه هنرمندان


زندگينامه هنرمندان

شجريان -، شهرام ناظري ،جنيفر لوپرز

تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است. او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است.

تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.

از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم.  به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.

همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا.
جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .

 

1319

تولد اول مهر ماه در مشهد

1324

اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت

1326

ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.

1327

اموختن تلاوت قران در نزد پدر

1328

شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.

1329

اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.

1331

تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.

1332

قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.

1334

شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.

1336

ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).

1338

اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.

1339

دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.

1340

اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.

1341

جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.

1342

انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.

1344

تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.

1345

انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور.

1346

تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.

1347

انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.

1348

تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.

1349

اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).

1350

اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.

1351

شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.

1352

اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.

1353

سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.

1354

تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.

1355

شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.

1356

اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.

1357

احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).

1358

اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.

1359

فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).

1361

اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد

1362

اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.

1364

اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).

1365

انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.

1366

اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...

1367

برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).

1368

اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.

1369

سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.

1370

برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).

1371

ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).

1372

انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.

1373

اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.

1374

کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).

1375

درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).

1376

تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).

1377

اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).

1378

اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).

1379

انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان. عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.

1380

عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در ابان ماه.

1381

اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان

نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389ساعت 11:47 توسط فرشيد همتي| |

شهرام ناظری

زندگینامه:

شهرام ناظري درسال 1328 در كرمانشاه ودرخانواده اي اهل موسيقي متولد شد . وي از زمان كودكي مانند اكثر خوانندگان كه صداي خوش

درخانواده شان موروثي بوده صداي خوش را از پدر ومادر خود به ارث مي بردو پدرش كه صداي لطيف وخوش داشت

واز سبك قدما وخوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش

راتحت تعليم قرار مي دهد ناگفته نماند كه قطب اين خانواده مرحوم استاد حاجي خان ناظري بوده كه اكثر

موسيقي دانان كرمانشاه را با نت وموسيقي اصيل ايران تعليم داده وخود از درويش خان وكلنل وزيري بوده است.



پدر شهرام ناظري ضمن آشنايي با گوشه ها و رديف هاي آواز ايراني با سه تار هم آشنايي داشته است

و شهرام در چنين محيطي پرورش مي يابد . اين محيط مناسب هنري موجب مي شود تا وي در سن 9

سالگي اولين برنامه هنري خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشي .از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد

وي سپس در سن 11 سالگي در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در جهت آواز ايراني اجرا نمود و براي پر بارتر

كردن درك موسيقي و ارايه آن ارتباط بيشتري با پسر عمويش علي ناظري و درويش نعمت علي خان

خراباتي كه تاثير بزرگ و مهمي بر آشنايي او با موسيقي محلي و كردي و درك آن .داشته اند برقرار كرد

وي كه چون هميشه در پي بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده در سال 1345 براي بهره

گيري از محضر اساتيدي چون شادروان عبداله خان دوامي - نورعلي خان برومند– عبدالعلي

وزيري – محمود كريمي و . . . مقيم تهران مي شود و ضمن بهره گيري از اين اساتيد سه تار را نزد

استادان احمد عبادي – محمود تاج بخش – جلال ذوالفنون و محمود هاشمي فرا مي گيرد . شهرام ناظري به مدت

يكسال در تبريز با نوازندگان و موسيقيدانان آن ديار مانند بيگجه خاني محمود فرنام قيطانچيان كه از شاگردان

اقبال آذر بودند درزمينه موسيقي ايراني كار مي كند. درسال1354 بنابه پيشنهاد نورعلي برومند به

استخدام راديوتلويزيون در مي آيد واولين برنامة خودراباگروه شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي با مثنوي مولانا

وترانه اي ازشيخ بهايي اجرا مي نمايد وپس از آن باگروه عارف به سرپرستي حسين عليزاده وپرويز مشكاتيان

همكاريش را ادامه مي دهد.

وي درسال 1355 درنخستين كنكور موسيقي سنتي ايران مقام اول رابه دست مي آورد

درسال 1356 همراه باگروه سماعي به سرپرستي اصغر بهاري وحسن ناهيد براي اجراي كنسرت در جشنوارة طوس انتخاب مي شود . درسال 1358 همراه باگروه چاووش كه خود از اعضاي اصلي آن بود در سخترين شرايط صداي موسيقي سنتي واصيل ايران رابه گوش

مردم هنردوست كشور رساند ودرهموار كردن راه و اصالت اين موسيقي نقش مهمي داشت .

شهرام ناظري از سال 1357 تا 1360 با تلاش پي گير وبي وقفه نوارهاي چاووش (2) (3) (4) (7) (8) را

باهمكاري گروه چاووش گروه شيدا وگروه عارف به سرپرستي محمد رضا لطفي حسين عليزاده

وپرويز مشكاتيان ونوار مثنوي موسي وشبان راباهمكاري جلال ذوالفنون وبهزا د فروهري .

نوارشعر وعرفان رابا همكاري نوازندگان مركز حفظ واشاعه موسيقي سنتي ايران وگروه مولانا به

سرپرستي جليل عندليبي نوار سخن عشق باهمكاري گروه تنبور شمس . مرا عاشق را با همكاري

گروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان تهيه كرد.

او از سال 1360 به بعد كم كم فعاليتش را كاهش داد وبه طرق مختلف مشغول تدريس موسيقي ورديفهاي آوازي به علاقه مندان گرديد . از سال1364

به بعد با همكاري گروههاي موسيقي ايراني كارهاي زيبايي را به بازار موسيقي عرفاني واصيل ايراني عرضه ساخت كه از درخشانترين اين اثرها رامي توان

گل صد برگ با همكاري استاد جلال ذوالفنون آتش در نيستان با همكاري استاد جلال ذوالفنون

نواركنسرت اساتيد با همكاري گروه استاد فرامرز پايور بي قرار با همكاري گروه جليل عندليبي ……… حيراني

سفر به ديگر سو

شهرام ناظري طي فعاليت هنري خود براي اجراي كنسرتهايي موسيقي اصيل ايراني وعرفاني سفرهاي

بيشماري به كشورهاي آسيايي اروپايي وآمريكا داشته است ودر فستيوالهاي جهاني نيز حضور به هم رسانيده است .

وي درسالهاي اخير باحضوري بيشتردركنسرتهاي داخلي كه با همة زحمات ومشقات اجراي آنها به

دليل كمبود امكانات وغيره ... مواجه بوده به درخواست علاقه مندان خود جواب مثبت داده است وحضوراو

درجشنوارة موسيقي فجردرسال 1380 به همراهي پسرش حافظ ناظري را شايد بتوان گفت يكي از

مهمترين وقايع دردوران اين جشنواره به حساب آورد چنان كه جايزة اول اين فستيوال به عنوان بهترين

خوانندة موسيقي سنتي را نصيب خود ساخت.



شهرام ناظري از جشنوارةمهر نيز جايزة مخصوص هيئت داوران را دريافت کرده است.

البوم هایی که از استاد شهرام ناظری در بازار یافت میشود


در لیست زیر اسم تمامی البوم ها موجود نمی باشد

۱ـ شورانگیز حسین علیزاده

۲ـ یادگار دوست کامبیز روشن روان

۳ـ ساقی نامه صوفی نامه ۱ کامبیز روشن روان

۴ـ ساقی نامه صوفی نامه ۲ کامبیز روشن روان

۵ـ لیلی و مجنون فرامرز پایور

۶- کنسرت اساتید موسیقی ایران فرامرز پایور

۷- دل شیدا فرامرز پایور

۸ـ گل صدبرگ جلال ذوالفنون

۹- آتش در نیستان جلال ذوالفنون

۱۰ـ مثنوی موسی شبان جلال ذوالفنون

۱۱ـ صدای سخن عشق علی ناظری

۱۲ـ حیرانی کیخسرو پور ناظری

۱۳ـ مهتاب رو کیخسرو پور ناظری

۱۴ـ آواز اساطیر علیرضا فیض بشی پور

۱۵ـ چاووش 2_ 3_4_7_8 گروه چاووش

۱۶ـ بی قرار جلیل عندلیبی

۱۷ـ کیش مهر جلیل عندلیبی

۱۸ـ لاله بهار پرویز مشکاتیان

۱۹ـ کاروان شهید پرویز مشکاتیان

۲۰ـ کنسرت ۷۷ گروه کامکار

۲۱ـ کنسرت کامکار گروه کامکار

۲۲ـ در گلستان هوشنگ کامکار

۲۳ـ بشنو از نی فریدون شهبازیان

۲۴ـ کنسرتی دیگر داریوش طلایی

۲۵ـ سفر به دیگر سو کیهان کلهر و حمید متبسم

۲۶ـ ساز نو اواز نو حمید متبسم

۲۷ـ چشم به راه عطا جنگوک

۲۸ـ غم زیبا مسعود شناسا

۲۹ـ شعر وعرفان

۳۰ـ نجوا

۳۱ـ بهاران آبیدر

۳۲ـ زمستان

۳۳ـ سخن تازه


نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389ساعت 11:44 توسط فرشيد همتي| |

بازیگر و خواننده ی پاپ. در ۲۴ جولای ۱۹۷۰ در بروکس ( ایالت نیویورک ) به دنیا آمد. لوپز کار خود را با رقص در کلیپهای تصویری و نمایش های موزیکال آغاز کرد. او در سال ۱۹۹۰ جایزه ی بهترین رقاص را در یک مسابقه ی جهانی به دست آورد. او نقش های کوتاه زیادی را بازی کرد از جمله نقش کوتاهی در فیلم تلویزیونی “Nurses on the Line” و “The Crash of Flight ۷” در سال ۱۹۹۳. او اولین نقش بلندش را در فیلم جال توجه “Mi Familia” یا همان My Family در سال ۱۹۹۵ بازی کرد. او همچنین در فیلم Money Train در سال ۱۹۹۵ ٬ همبازی ویسلی اسنیپز و وودی هارلسون بود. او در فیلم “Jake” در سال ۱۹۹۶ با کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و هنرمندی رابین ویلیامز نیز حضور داشت.

   اولین کار بزرگ لوپز در سال ۱۹۹۷ بود وقتی که قبول کرد در فیلم سلنا Selena به عنوان یک نقش کلیدی بازی کند. این فیلم در مورد خواننده ی پاپی بود به نام Selena Quintillana Perez که توسط دیوانه ای به قتل می رسد. او برای بازی در این فیلم دستمزد بالایی گرفت به اضافه ی جایزه ی بزرگ جهانی. در سال ۱۹۹۵ او به عنوان گران قیمت ترین بازیگر امریکای جنوبی در تمام تاریخ شناخته شد. دست مزد او یک میلیون دلار بود. در همان سال او در فیلم های فراموش نشدنی آناکوندا Anakonda خوش درخشید. او در فیلم Blood and Wine همبازی جک نیکلسون (Jack Nicholson) بود. نقش او به عنوان یک مامور فدرال (Karen Sisco) در فیلم استیون سودربرگ (Steven Soderbergh) ٬ (Out of Sight) فیلمی با حضور Elmor Leonard و George Cloony باعث شد تصویر او یکی از درآمدزا ترین پوسترها باشد.

   زندگی موسیقیایی جنیفر لوپز با اولین آلبوم لاتین او به نام On the ۶ در جون ۱۹۹۹ آغاز شد. آلبوم او به خاطر شهرت او در زمینه ی بازیگری با استقبال خوبی روبرو شد.آلبوم If you Had My Love در طی دو هفته او را هم رتبه ی ریکی مارتین یکی از موفقترین خوانندگان امروز کرد.

   خیلی زود در سال ۲۰۰۰ او با رقص بی نظیر خود در کلیپ آلبوم Waiting For Tonight به صدر اخبار هنری آمد با اینکه جایزه ی Cher را از دست داد.در تابستان ۲۰۰۰ او در فیلم علمی تخیلی The Cell در نقش یک روانشناس کودک که سعی می کند یک پرونده ی قتل های زنجیره ای را خاتمه دهد ٬ بازی می کند. در همان سال او در فیلم Enough نیز بازی کرد.

 

   در سال ۲۰۰۳ جنیفر لوپز در فیلم GIGLI هم بازی “بن افلک” شد. او در آینده با همین بازیگر در فیلم Jersey Girl بازی خواهد کرد. لوپز فیلم دیگری را در حال ساخت دارد به نام “زندگی ناتمام می باشد”. او در این فیلم نقش مادری را بازی می کند. نقش پدر شوهر این زن را رابرت فورد بر عهده دارد. او همچنین در فیلم “ما باید برقسیم” نقش مقابل ریچارد گر را بازی می کند.

 

* زندگی خصوصی جنیفر لوپز *

   جنيفر در سال ۱۹۹۷ مدت کوتاهي با( اجاني نوا) که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن مدت طولاني با ( SEAN PUFF COMBS ) رابطه داشت. در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند يعني در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومي شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند . اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با CRIS JUDD آشنا شد. کریس دريکي ازويدئوکليپهاي جنیفر رقاصي ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کردند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولي ۹ ماه بعد از هم جداشدند. در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر با( بن افلک ) نامزد کرد که البته براي مدتي نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسي خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست دارد مادر بشود تا کمي به زندگی اش تداوم ببخشد ولي با اين حال او پس از مدتي از بن افلک نيز جدا شد و با ( مارک آنتوني) خواننده مشهور ازدواج کرد.

نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389ساعت 11:42 توسط فرشيد همتي| |

بيوگرافي آناستازيا نيوكيرك

نام كامل:ANASTACIA LYN NEWKIRK
اسامي مستعار:STAGE-STACY.
تاريخ تولد: 17 سپتامبر 1973.
محل تولد: شيكاگوي امريكا.
قد: 162 سانتي متر.
وزن: 53 كيلو گرم.
شغل: خواننده.
سبك: دنس، پاپ، راك.
علت شهرت: ترانه OUTTA LOVE در سال 2000.
نام پدر:ROBERT NEWKIRK----شغل:خواننده
نام مادر:DIANE HURLEY---شغل:بازيگر تئاتر.
* هنگامي كه آناستازيا 14 سالش بود پدر و مادرش از يكديگر جدا شدند.
نام برادر:BRIAN---وي دچار بيماري رواني اوتيسم ميباشد.
نام خواهر:SHAWNA---شغل:وي استايليست آناستازيا ميباشد.

جوايز دريافتي:MUSIC WORLD AWARD در سال 2001
 
MTV AWARD در سالهاي 2001 و2002- 2 بار نيز ECHO.

آلبومهاي وي:

 Not That Kind :(2000)
  Freak Of Nature :(2001) 
  Anastacia: (2004)

بيوگرافي:

آنـاستـازيـا در يك خـانـواده هـنر پـرور پـرورش يافت. پس از
جـدايـي پـدر و مـادرش از يكديگر آناستازيا در كنار مادرش
ماند. در سن 13 سالگـي بـه بـيـماري مزمن روده اي بنام
CROHN`S DISEASE مبتلا گشت از اين رو وي تحت عمل
جـراحي قـرار گـرفـت. بـرغم بـيماري و عمل جراحي انجام
شـده  وي علاقه شـديـدي بـه رقصـيدن داشت. بنابراين در
كـلوب هـاي MTV و در چـنـد مـوزيــك ويديو به اجراي رقص
پـرداخت. او نخـستـين آلـبـوم خـود را در سـال 200 به نام
NOT THAT KIND منتشر سـاخـت كه با موفقيت عظيمي
از سوي جهانيان مواجه گشت.

* از نخـسـتين فـروش آلبوم هــاي وي از سال 2000 تا به
  كنون آثار فروش رفته وي به 10 ميليون كپي بالغ ميگردد.

* آنـاستـازيـا در نــوجــوانــي بــه بــاســتــان شــنـاسي و
روانشناسي نيز علاقه مند بود اما سرانجام خواننده شد.
* آناستازيا آشپز بسيار ماهري ميباشد.

نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389ساعت 11:40 توسط فرشيد همتي| |

گوگوش : شاه ماهی موسیقی ایران بی شک کسی جز گوگوش نیست کسی که به خاطر سکوت بیست و دو ساله اش مورد توجه همگان بویژه هنرمندان و نویسندگان بوده و علاوه بر نوشتن کتابهایی در مورد او و زندگیش و ساختن فیلم ، بسیاری از ترانه های او نیز بازسازی شده و توسط خوانندگان زیادی مجددا اجرا شده است مثل ابی ، مارتیک ، هاتف ، نوش آفرین ، شهرزاد سپاهانلو و... حتی « گنایا کوبی » خواننده سوئدی نیز ترانه « صدای پا » را به فارسی اجرا کرده است و شهبال شب پره برای « گروه سیلوت » ترانه ای با نام « پلی به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است . همه این توجهات مرهون شناختی است که در طول سالهای سکوت ، دیگران نسبت به گوگوش و کارهای او پیدا کرده اند. فائقه آتشین ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خیابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربایجانی که از مهاجران آذربایجان شوروی سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه برای اوانتخاب کردند. در سن دو سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش یک برادر تنی کوچکتر داشت که در سن 24 سالگی براثر رماتیسم قلبی درگذشت و سه برادر ناتنی ازپدرش و یک برادر و یک خواهر ناتنی از مادرش که بعد از جدایی با یک مردکلیمی ازدواج کرده بود دارد. درهمسایگی آنها یک خانواده ارمنی زندگی می کردندکه او را ازکودکی با نام گوگوش صدا می زدند و با اینکه گوگوش معمولا اسم مرد ارمنی است اما این اسم برای همیشه ماندگار شد و بعدها که اوکار هنری را شروع کرد همین اسم را روی خودش گذاشت. پدر او صابرآتشین درکار نمایش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا می کرد در سالهای کودکی گوگوش همراه پدرش به محل کار او می رفت وتا سه سالگی همکار پدرش در عملیات آکروباتیک روی صحنه بود و در سه سالگی با شیرین زبانی و استعداد زیاد نشان دادکه چگونه می تواند کارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه ای را تقلیدکند وکم کم در برنامه های پدرش نقش اصلی را پیدا کرد و دو برابر پدرش دستمزد می گرفت.گوگوش در سن 8 سالگی کارخوانندگی را در برنامه های صبح جمعه رادیو ایران شروع کرد پس از آن در سنین نوجوانی شروع به اجرای برنامه درکاباره های بزرگ تهران کرد. اولین کاری که به طور مستقل اجرا کرد ترانه قصه وفا ساخته پرویزمقصدی بود. دراوخر دهه 50 همراه باگسترش استفاده از تلویزیون و برنامه های موسیقی و رقص ، این دستگاه ارتباطی جدید فضای جدیدی برای هنرنمایی های گوگوش بوجود آورد و او از این طریق توانست به مشهورترین خواننده آن دوران تبدیل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبیت او خیلی سریع از مرزهای ایران فراتر رفت و درکشورهای فارسی زبان دیگر مثل افغانستان و تاجیکستان محبوبیت زیادی پیدا کرد. برای خیلی از علاقمندان و مردم در این کشورها گوگوش یکی از برجسته ترین سمبل های هنرایرانی و هنرمندی بودکه راه را برای شناسائی دیگران بازکرد. در دوران پربار اما کوتاه فعالیت های حرفه ای گوگوش درعرصه موسیقی پاپ در ایران او با ترانه سرایان و آهنگسازان متعددی همکاری کرده است که اکثرآنها شاید بهترین آثارخود را به زبان گوگوش و با کمک خلاقیت و توانائی های ویژه او توانستند به آهنگ های به یادماندنی تبدیل کنند. واروژان ، پرویزمقصدی ، جهانبخش پازوکی ، حسن شمائی زاده ، شهریارقنبری و ایرج جنتی عطائی هریک دوره ای کوتاه یا بلند اما بسیار موفق از همکاری با گوگوش را تجربه کرده اند. از یادگارهای گوگوش برای دختران ایرانی شلوار پسرانه و موی کوتاه پسرانه معروف به موی گوگوشی بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شایعات ازایران خارج نشد و حتی یکبار نیز که برای دیدن فرزندش کامبیزقربانی از ایران خارج شده بود مجددا به ایران بازگشت تا اینکه در سال 1379 بعد از22 سال سکوت ، اولین کنسرت خود را در ترنتوی کانادا به روی صحنه برد و با آلبوم  زرتشت شعری از نصرت فرزانه و آهنگی از خود گوگوش وگیتار بابک امینی به عالم هنر بازگشت.
نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389ساعت 11:37 توسط فرشيد همتي| |

محمدرضاشاه پهلوی (۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) واپسین پادشاه ایران بود. او از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بر ایران حکومت کرد و با وقوع انقلاب برکنار شد و ایران را ترک کرد.

زندگینامه

آغاز زندگی و دورهٔ کودکی


او در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ (۱ صفر ۱۳۳۸، ۲ عقرب ۱۲۹۸، ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.[۱]

محمدرضا از این پدر و مادر، دو خواهر و یک برادر به نامهای شمس(۱۲۹۶-۱۳۷۴)، اشرف (دوقلو با محمدرضا) و علیرضا (۱۳۰۱-۱۳۳۳) داشته‌است.[۲]

محمدرضا پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام به همراه بیست نفر از همکلاسی‌های دست چین شده آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسوی را نزد پرستار فرانسوی‌اش مادام ارفع آموخت.[۳] در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به سوئیس فرستادند. او در سوئیس در مدارس "اکل نوول دوشی" و انستیتو لو روزه[۴] نزدیک شهر لوزان تحصیل کرد.

جوانی و ولیعهدی

سفر به سوئیس

بنا بر صلاحدید رضا شاه ، محمدرضا در بعدازظهر پانزدهم شهریور ۱۳۱۰برای ادامه تحصیل به سوئیس اعزام گردید.[۵]خانواده او (پدر، مادر، برادر و خواهران) جهت بدرقه وی به شهر انزلی (که در آن هنگام سریعترین راه وصول به اروپا بود) رفته بودند. ولی به لحاظ اینکه هنوز کشف حجاب نشده بود، خواهران و مادر وی به بندر نرفتند. رضاخان تا لحظه‌ای که کشتی در دید بود بندر را ترک ننمود. علاوه بر اینان حدود یکصد بدرقه کننده دیگر نیز در بندر حضور داشتند.[۶]

همراهان وی در این سفر علیرضا (برادر وی)، حسین فردوست (دوست و همکلاس وی و فرزند یک ستوان معمولی ژاندارمری) تیمورتاش (وزیر دربار) و پسرش مهرپور، دکتر مودب الدوله نفیسی (پیشکار ولیعهد) و مستشارالملک (معلم فارسی ولیعهد) بودند.[۷]

کشتی جنگی دولت شوروی به نام پولیان، توسط شوروی اختصاصا برای مسافرت ولیعهد اعزام شده بود. دولت شوروی به این مناسبت کلیه ایرانیان محبوس در زندانهای شوروی را آزاد نمود. گارد مخصوص استالین، از انزلی تا مرز لهستان ولیعهد و همراهان را اسکورت نمودند. مسیر شوروی، لهستان، آلمان جهت عبور مناسبترین مسیر تشخیص داده شد و سرانجام گروه به مقصد نهایی یعنی لوزان رسیدند.[۸][۹]

پانسیون پروفسور مرسیه

با آنکه قرار بود ولیعهد در مدرسه شبانه روزی لوروزه تحصیل کند، ولی به علت ناهماهنگی در ثبت نام، به مدت یکسال در مدرسه معمولی "اکل نوول دوشی" تحصیل نمود. در این مدت به علت سطح پائین شبانه روزی این مدرسه، در منزل شخصی به نام پروفسور مرسیه اقامت نمود. در کتاب ماموریت برای وطنم آمده‌است: در لوزان من و برادرم در یک خانواده سوئیسی زندگی می‌کردیم. رئیس این خانواده مردی بود به اسم مرسیه که سه پسر و دو دختر داشت و من از اقامت و زندگی در بین این خانواده مهربان بسیار لذت می‌بردم. دوستان ایرانی من در مدرسه به طور شبانه روزی بسر می‌بردند و با ما زندگی نمی‌کردند.[۱۰]

ولیعهد در طی دوره تحصیل در این مدرسه بارها با دانش آموزان دیگر درگیری فیزیکی پیدا کرده بود.[۱۱]

مدرسه لوروزه

نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389ساعت 11:34 توسط فرشيد همتي| |

فرح پهلوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
فرح پهلوی
Shahbanu of Iran.jpg
تصویر رسمی از فرح پهلوی
شناسنامه
نام کامل فرح دیبا
معروف به شهبانو
زادروز ۲۲ مهر ۱۳۱۷ خورشیدی (۷۲ ساله)
زادگاه تبریز، آذربایجان شرقی،
همسر محمدرضا شاه پهلوی
فرزندان رضا پهلوی
فرحناز
علی‌رضا
لیلا
دین اسلام
اطلاعات سیاسی
سمت ملکه ایران


فرح پهلوی زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۷ خورشیدی برابر با ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸ در تبریز است. وی در ۲۹ آذر ۱۳۳۸ با پادشاه ایران محمد رضا پهلوی ازدواج کرد و ملکه ایران شد.[۱] در چهارچوب مسولیت‌های وی به عنوان شهبانوی ایران، دفتر مخصوص شهبانو دارای چهار بخش آموزش و پرورش، بخش بهداشت و درمان، بخش رفاه اجتماعی و بخش فرهنگ و هنر بود. فرح پهلوی به ویژه به آموزش و بهداشت کودکان بی‌سرپرست و کودکان ایران توجه فراوانی داشت. بنیان جمعیت کمک به جذامیان و بهکده راجی از نمونه کارهای وی به شمار می‌روند. با ایجاد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ادبیات کودکان و هنر فیلم در ایران در فرهنگ ایرانیان دگرگونی ریشه‌ای به وجود آورد. موزه فرش ایران که در گیتی بی‌تا است و موزه هنرهای معاصر که بزرگترین موزه در نوع خود در خاور میانه است از ابتکارهای فرح پهلوی هستند. به سبب بازدیدهای داخلی به شهرهای ایران فرح پهلوی همواره به مردم گوشه و کنار کشور نزدیک بود و پشتیبان حق و آزادی زنان ایران شد. پس از تاجگذاری شهبانوی ایران نایب السلطنه شد.[۲]

فهرست مندرجات

[نهفتن]

نوجوانی و تحصیلات

فرح دیبا سرپرست گروه پیشاهنگی در پاریس

فرح دیبا تنها فرزند فریده قطبی و سهراب دیبا بود. فریده قطبی مادر فرح دیبا اهل لاهیجان در گیلان بود و از تبار صوفی و دانشمند علوم دینی، قطب‌الدین شریف لاهیجی بود. پدربزرگ پدری وی سفیر ایران در روسیه و هلند بود. پدر فرح دیبا سهراب دیبا در دانشکه افسری سن پترزبورگ به تحصیل پرداخت. پس از انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ به فرانسه فرار کرد و در آنجا دیپلم متوسطه خود را گرفت و تحصیلات عالیه خود را در رشته حقوق آغاز کرد. سپس به مدرسه نظامی سن سیر [۳]

خانواده سلطنتی ایران
Coat of Arms of Pahlavi dynasty and Iran.jpg

رفت و پس از به پایان رساندن تحصیلاتش به ایران بازگشت و در ارتش نوین رضا شاه استخدام شد. پدر فرح دیبا در سال ۱۳۲۶ به سبب بیماری چنگال درگذشت.

پدر فرح نخست او را هنگامی که شش سال داشت در مدرسه ایتالیایی نام نویسی کرد. فرح دیبا در ده سالگی به مدرسه ژاندارک تهران رفت و پس از کوتاهی به عنوان کاپیتن تیم بسکتبال بر گزیده شد و سه بار تیم بسکتبال ژاندارک به سرپرستی فرح دیبا قهرمان تهران شد. در سال ۱۳۳۳ فرح دیبا قهرمان پرش ارتفاع و طول و دو و میدانی تهران شد. فرح دیبا در مدرسه ژاندارک به گروه پیشاهنگان پیوست و پس از چندی سرپرست گروه پیشاهنگی شد و در سال۱۳۳۵ برابر با۱۹۵۶ نخستین سفر خارج از کشور خود را با دیگر پیشاهنگان به کشور فرانسه کرد.

فرح دیبا سه سال آخر دبیرستان را در دبیرستان فرانسوی رازی گذراند و دیپلم خود را در سال ۱۳۳۶ از این دبیرستان گرفت.[۴]

فرح دیبا در امتحانات دیپلم دبیرستان شاگرد اول شد و از مدرسه معماری [۵] پذیرش گرفت. فرح دیبا کوشش کرد که از بورس تحصیلی استفاده کند ولی موفق به گرفتن آن نشد. "روزهای درازی را در وزارت آموزش و پرورش گذراندم. بدون این که کسی راه چاره ای به من نشان دهد. حتی خود وزیر که با ما آشنا بود کاری از پیش نبرد. کلاس های درس معماری در پاریس شروع شده بود و در نخستین روزهای پاییز به سوی پاریس پرواز کردم.[۶]

 ازدواج و خانواده

شاه ایران و همسرش فرح پهلوی پس از مراسم عقد
کارت دعوت ازدواج محمدرضا شاه پهلوی و فرح دیبا

فرح دیبا در سال ۱۳۳۸ برای نخستین بار با پادشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی که برای دیدار رسمی و گفتگو با ژنرال دوگل به کشور فرانسه رفته بود در سفارت ایران در پاریس آشنا شد. سفیر ایران در فرانسه فرح دیبا و دیگر دانشجویانی که در پاریس درس می خواندند به سفارت دعوت کرده بود و شاه دانشجویان را به حضور می پذیرد و در آن روز فرح دیبا را می بیند. تعطیلات تابستانی که فرح دیبا به تهران بازگشت پس از چند دیدار با محمدرضا شاه پهلوی در منزل شهناز پهلوی در حصارک، به ازدواج منتهی شد.

نامزدی محمد رضا شاه پهلوی و فرح دیبا در ۳۰ آبان ۱۳۳۸ بود. فرح پهلوی در کتاب خاطراتش از آن روز چنین می نویسد "در روز ۲۹ آذر ۱۳۳۸ در کاخ مرمر جشن عروسی بر پا شد. سفره عقد مفصلی چیده بودند. امام جمعه تهران سوره عقد را خواند و از من پرسید آیا حاضرم با پادشاه ازدواج کنم ؟ معمولا رسم بر آن است که عروس در پاسخ به این سوال قدری تامل کند و فقط پس از سه بار تکرار بله بگوید. اما این بار نیازی به تکرار نبود، چرا که من فورا و با چنان شعفی جواب مثبت دادم که موجب خنده حضار شد." در ساعت پنج پس از نیم روز فرح دیبا "بله " می گوید و با این ازدواج فرح پهلوی ملقب به ملکه ایران شد.[۷]

ده ماه پس از ازدواج فرح پهلوی ولیعهد ایران با نام «رضا پهلوی (دوم)» به دنیا آمد. ثمره این ازدواج سه فرزند دیگر بودند فرحناز پهلوی در ۲۲ اسفند ۱۳۴۲ در کاخ سعد آباد به دنیا آمد. علیرضا پهلوی که در ۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ و لیلا پهلوی ۷ فروردین ۱۳۴۹ زاده شدند.

 مسئولیت‌های رسمی

شهبانو در دفتر خود در تهران ۱۳۵۴

در کنار پرورش فرزندانش فرح پهلوی ریاست عالیه شماری از سازمان های پزشکی، فرهنگی، ورزشی، آموزشی و رفاه اجتماعی را بر عهده گرفت. دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی تا سال ۱۳۵۷ دارای چهل کارمند و چهار بخش بود که عبارت بودند از: بخش آموزش و پرورش، بخش بهداشت و درمان، بخش رفاه اجتماعی و بخش فرهنگ و هنر .[۸]

در کنار مسئولیت های رسمی، فرح پهلوی در برنامه ریزی جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران شرکت داشت. در چهارچوب برنامه ریزی این جشن ها ۳۵۰۰ دبستان در سرتاسر کشور با اعانه های شخصی ساخته شد و برج شهیاد آریامهر در تهران بر پا شد. در مرحله های آغازین پروژه جشن های شاهنشاهی در ساختار بنیادی کشور سرمایه گزاری گسترده ای انجام گرفت که می توان ساختن راه ها، شبکه های ارتباطی از راه دور (تله کمونیکاسیون)، فرودگاه ها، پخش سراسری برنامه های تلویزیونی ، هتل ها و جهانگردی و توریسم را نام برد.

 بهداشت و درمان

فرح پهلوی بیستمین کنگره پزشکی رامسر سال ۱۳۵۰را می گشاید

جمعیت خیریه فرح پهلوی: جمعیت خیریه فرح پهلوی سازمان غیر انتفاعی است که در سال ۱۳۳۲ بنیاد شد. ریاست عالیه این جمعیت با شهبانو فرح پهلوی می‌باشد. جمعیت خیریه فرح پهلوی در دو بخش فعالیت دارد؛ بخش بهداشت و تغذیه و بخش آموزش و پرورش حرفه ای کودکان. فعالیت های جمعیت خیریه فرح پهلوی دربهداشت و تغذیه کودکان در ایجاد شیر خوارگاه ها و مهد کودک ها می باشند. فعالیت های جمعیت در آموزش و پرورش دست در دست اصل ششم انقلاب شاه و مردم و سپاه دانش به آموزش و پرورش کودکان، نو جوانان، و جوانان کشور می پردازد که شامل شبانه روزی ها، اردوگاه های نیاوران و شهسوار، کانون کارکنان جوان، آموزشگاه های حرفه ای ، آموزشکاه های کودکیاری ، دادن بورس تحصیلی است.

بنگاه حمایت مادران و نوزادان: بنگاه از سال ۱۳۳۸ به گسترش فعالیت های خود به سبب نیازهای روز افزون خانواده های کم در آمد می کوشید. ریاست عالیه این بنگاه را فرح پهلوی بر عهده داشت. از آغاز انقلاب شاه و مردم تا پایان دهه نخستین آن اقدامات دیگری در زمینه های مختلف پزشکی و درمانی و بهداشتی اجتماعی و نیز آموزشی و تربیتی داشته که همه آنها بطور رایگان در راه حفظ مادران و نوزادن قرار می‌گرفت. بنگاه حمایت مادران و نوزادان از سال ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ گام های بلندی در پشتیبانی از مادران و نوزادان برداشت که ایجاد زایشگاهای مدرن و رایگان در شهرهای دور دست و روستاها ی دور و نزدیک و هم چنین ایجاد آموزشگاه‌های مامایی و آموزشگاه‌های بهیاری است.

انجمن ملی حمایت کودکان:انجمن در سال ۱۳۳۱ در ایران بنیان نهاده شد و ریاست عالیه آن با فرح پهلوی بود. هدف این انجمن آموزش کادر فنی مورد نیاز سازمانهای بهداشتی و تربیت افراد دانش آموخته و کار آزموده برای خدمت در سازمانهای ویژه آموزش کودکان است. فعالیت های این انجمن در سه بخش بود: آموزش، تغذیه کودکان و بخش ویژه برای نگهداری و آموزش کودکان عقب مانده.

کنگره پزشکی ایران: کنگره زیر نظر بنیاد پهلوی در سال ۱۳۳۱ بنیان نهاده شد تا درباره امراض و بیماری های بومی کشور به پژوهش و مشاوره علمی به پردازد و راه حل هایی برای مبارزه اساسی و عملی با این بیماری ها پیدا کند. این کمیته همه ساله در رامسر به ریاست عالیه فرح پهلوی بر گزار می‌شد. هر سال بین ده تا بیست نفر از استادها و متخصصین خارجی در کنگره پزشکی ایران شرکت می‌جستند و با ایراد سخنرانی‌های گوناگون علمی و بیان تجربه‌ها و پژوهش‌های شخصی کنگره را در جریان آخرین پیشرفت‌های جهان پزشکی قرار می‌دادند. کنگره پزشکی ایران مقام شایانی در جوامع پزشکی بین المللی باز کرده بود.

جمعیت کمک به جذامیان: ریاست عالیه جمعیت کمک به جذامیان را فرح پهلوی، در چهار چوب مسئولیت های وی به عنوان ملکه ایران پذیرفت. جمعیت کمک به جذامیان فعالیت های گوناگونی در زمینه پزشکی و درمان و رفاه جذامیان بر عهده داشت و جمعیت کمک به جذامیان سال ها توسط دکتر عبدالحسین راجی که در سال ۱۲۸۱ زاده شد و در تاریخ ۱۳۵۱ در گذشت اداره می شد.[۹]. این جمعیت بهکده راجی را بنیان کرد.

بنیاد ایرانی بهداشت جهانی: بنیاد بهداشت جهانی در سال ۱۳۴۸ بنیان گذارده شد و ریاست عالیه آن با فرح پهلوی می باشد. هدف های این بنیاد کمک به سازمان های بهداشتی و تحقیقاتی موجود است: بررسی و برگزیدن پروژه های بهداشتی و هم آهنگی آن با اقدامات دولت و سازمان جهانی بهداشت در ژنو و سایر سازمان های بهداشتی بین المللی؛ جلب پشتیبانی معنوی و مادی سازمان ها، کمپانی ها ی خصوصی، بازرگانی و صنعتی و افراد ایرانی و خارجی؛ بررسی سختی ها و بیماری ها ی ناشی از صنعتی شدن کشور برای جلب کمک های گوناگون از سازمان های دولتی و خصوصی و آخرین هدف بر گزیدن سازمان های معتبر برای اجرای پروژه های مورد نیاز و پرداخت هزینه ها و سرپرستی انجام آن.

جمعیت حمایت آسیب‌دیدگان از سوختگی: جمعیت حمایت آسیب دیدگان از سوختگی در سال ۱۳۴۴ برای حمایت و تامین نیازمندی های بهداشتی و درمانی کسانی که بر اثر سوانح سوختگی آسیب می بینند بنیان شد. ریاست عالیه این جمعیت با فرح پهلوی می باشد. جمعیت در زمینه های پیشگیری، درمان، پژوهش فعالیت دارد. جمعیت حمایت آسیب دیدگان از سوختگی از آغاز بنیان همه کوشش خود را در راه ساختن بیمارستان مجهزی نمود که این بیمارستان از سال ۱۳۵۱ آماده بهره برداری شد. جمعیت حمایت آسیب دیدگان از سوختگی شمار بسیاری پروژه های پژوهشی ، آموزشی و درمانی را برنامه ریزی کرده است.

جمعیت ملی مبارزه با سرطان: جمعیت ملی مبارزه با سرطان در فروردین سال ۱۳۴۶ بنیان شد. جمعیت ملی مبارزه با سرطان برای ایجاد و گسترش مرکز های تشخیص ، درمان و شیمی درمانی کسانی که به بیماری چنگال دچار شده اند فعالیت می کند. هم چنین در ایجاد آسایشگاه های ویژه بیماران سرطانی و آموزش همگانی، تخصصی و فنی در چهار چوب اساس نامه جمعیت فعالیت دارد.

جمعیت طرفداران مرکز طبی کودکان:به ریاست عالیه فرح پهلوی در سال ۱۳۴۰ بنیان شد. سازمان این جمعیت از شورای عالی، هیات مدیره و بازرس عالی تشکیل می شود. عضوهای شورای عالی این جمعیت بنیان گذاران و مسولین امور بهداشتی و آموزشی کشور می باشند. وزیر بهداری، وزیر آموزش و پرورش، رییس دانشگاه تهران و رییس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران عضو شورای عالی هستند. هیات مدیره پنج نفری جمعیت برگزیده از جانب شورای عالی برای دو سال می باشد. فرح پهلوی بازرس عالی را برای درازای یک سال منصوب می کند. هدف این جمعیت ساختن و اداره مرکز طبی کودکان در تهران بود. جمعیت طرفداران مرکز طبی کودکان هزینه ساخت بیمارستان و تمامی تجهیزات بخش های گوناگون آن را پرداخت.

دیگر سازمان های زیر ریاست فرح پهلوی از این قرار می باشند: سازمان ملی انتقال خون ایران، جمعیت بهزیستی و آموزشی فرح پهلوی (اکنون سازمان بهزیستیانستیتو پاستور

فرهنگ و هنر

محمد رضاشاه و فرح پهلوی روز گشایش تالار رودکی با رابرت وارن
فرح پهلوی با جان کیج و مرس کانینگهام در جشن هنر شیراز ۱۳۵۱
جشن هنر شیراز شهبانو و موریس بژار ۱۳۵۰

سازمان ملی فولکلور ایران: سازمان فولکلور ملی ایران در خرداد ماه ۱۳۴۶ برای گردهم آوری، گسترش، پراکندن و پخش ترانه ها، لباس ها، سازهای موسیقی محلی، و ضبط و یادداشت آهنگ های بومی و رقص های محلی ایران در تهران گشایش یافت. این سازمان از دانشسرای هنر و هنرستان رقص های ملی و محلی تشکیل می شود. دانش آموختگان دانشسرای هنری به استخدام وزارت آموزش و پرورش در می آمدند تا در دبستان ها و روستاها به دانش آموزان سرود و موسیقی محلی بیاموزند. فارغ التحصیلان هنرستان رقص های ملی و محلی سازمان فولکلور ایران برنامه های بیشماری از رقص های محلی ایران را در تالار رودکی و تالار های دیگر تهران و شهرستان ها اجرا کردند و هر ساله در پادگان های سر تا سر کشور برای سربازان، درجه داران و افسران و خانواده آنان ، هنرمندان گروه های آذربایجانی ، گیلانی، مازندرانی، کردی، و آسوری برنامه های گوناکون خود را اجرا نمودند.

تالار رودکی: ۳ آبان ۱۳۴۶ محمد رضا شاه پهلوی و فرح پهلوی تالار رودکی را گشودند. این تالار برای اجرای کنسرت های موسیقی ایرانی و اروپایی به ابتکار فرح پهلوی بنا شد. در کنار کنسرت های هنرمندان ایرانی، ویولونیست ها ، پیانیست ها و رهبران ارکستر نامی جهان چون هنریک شرینگ[۱۰]، کلادیو آرائو [۱۱] در تالار رودکی کنسرت دادند. موریس بژار[۱۲] با همکاری هنرمندان ایرانی رقصی را طراحی کرد که در تخت جمشید در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران به اجرا در آمد. رهبر نامی کنسرت هربرت فون کارایان[۱۳]، ارکستر مجلسی اشتوتگارت[۱۴] و برلین فیلارموبنک [۱۵] و دیگر گروه های اپرا و باله و ارکستر مجلسی و هم چنین نابغه پانتومیم ماسل مارسو [۱۶] در تالار رودکی برنامه اجرا کردند.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان: در دی ماه سال ۱۳۴۴ بنیان شد. ایجاد کانون در راستای فراگیر کردن کتاب خوانی بین کودکان و نوجوانان و به دنبال چاره اندیشی برای پرکردن هنگام فراغت گروه نوجوانان ایران و فراهم آوردن آموزش و سرگرمی برای آنها بود. کانون پرورش زیر نظر هیات امنا ، هیات مدیره و مدیر عامل اداره می شد. کتابخانه های کانون برای کودکان و نو جوانان ایجاد شد تا بتوانند میزان آگاهی و دانش خود را بیازمایند و نوآوری های خود را آزمایش کنند. این کتابخانه ها برای بالا بردن آگاهی نوجوانان ایران در بخش های گوناگون برنامه ریزی شده بود. برنامه هایی به کوشش کانون برای پرورش استعداد های کودکان و نو جوانان همانند داستان سرایی، آشنایی به کتاب های نوین چاپ شده، آشنایی با شخصیت های علمی و هنری و تاریخی ایران و جهان، آشنایی با سرزمین ها، قوم ها، ملت ها، و نژادها، نمایش فیلم، برنامه های گفتگو و انتقاد در زمینه های گوناگون و در باره کتاب های کتابخانه، مسابقه های هوش و آمادگی ذهن، مشاعره، شطرنج، برگزاری نمایشگاه های گوناگون، بازدید های گروهی، آموزش نقاشی، آموزش موسیقی و گروه کر بچه ها وآموزش فیلم سازی گسترش داده شد. تاتر دیگر بخشی از کانون بود که برنامه های فشرده و گسترده ای را پایه ریزی کرد تا نمایش هایی توسط کودکان برای کودکان به روی سن به رود. چاپ کتاب، سینما، برگزاری فستیوال فیلم کودکان و نو جوانان، پژوهش های فرهنگی و هنری، و ساخت آرشیو فیلم از دیگر فعالیت های کانون بودند.

انجمن ملی روابط فرهنگی :انجمن روابط فرهنگی در سال ۱۳۴۵ بنیان شد. هدف این انجمن ایجاد پیوند فرهنگی و هنری در میان ملت ها و نیز شناساندن فرهنگ و هنر جهانی است. برنامه های انجمن در گسترش و آشناسازی فرهنگ و هنر ایران در خارج از کشور و فراهم نمودن راه های گوناگون برای آشنا ساختن مردم ایران با فرهنگ و هنر دیگر ملت ها می باشد. انجمن روابط فرهنگی با دعوت از هنرمندان و نویسندگان پر آوازه خارجی به ایران و دادن بورس های مطالعاتی و فرستادن هنرمندان ایرانی برای نمایشگاه های هنری و اجرای برنامه موسیقی سنتی ایران به کشورهای خارجی فعالیت دارد.

بنیاد فرهنگ ایران: بنیاد فرهنگ ایران در مهر ماه ۱۳۴۳ برای پاس، گسترش، و پیشبرد زبان فارسی این میراث گرانبهای فرهنگ ایران بنیان شد. بنیاد فرهنگ ایران درنوشت و چاپ فرهنگ نامه ها و واژه نامه های فارسی، پژوهش و بررسی در دستور زبان فارسی، برگردان و چاپ آثار پژوهشی در باره فرهنگ ایران به زبان های دیگر و زبان فارسی نوشته شده باشد، گردآوری سند ها و منبع ها برای بررسی و پژوهش در زبان و فره

نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1389ساعت 11:28 توسط فرشيد همتي| |


پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ